تبليغاتX
پرچنان - پیش مرگ آزادی

پرچنان

امروز رفته بودم کارت ورود به آزمون دانشگاه آزاد رو بگیرم.وارد دانشگاه که شدم تنها حال و هوایی که از محیط ندیدم. هوای درس بود. دختر خانومها طوری آرایش کرده بودند که یک دفعه متوجه شدم دهانم از حیرت وا مانده( انگار که رفته باشم یه ساره دیگر) .( حالا نگوید این پسر از پشت کوه آمده و دهانش آب افتاده یا بگید سرباز ه  و آره دیگه. درست است که کوه می رویم اما تا حالا پشت کوه نرفتیم هر وقت رفتیم اون ور کوه دیدم این ور کوه هستیم .سربازی ما هم طوری است که هر روز به خانه بر می کردیم و تازه هم در محیطی اداری خدمت می کنم که هر کارمند و رجوع کننده ای دارد.)بگویم که البته از این ندید بدید ها نیستم . به هر حال عمری از خدا گرفته ام و در دانشگاه هم درس خوانده ام اما خدایی در دانشگاه تربیت معلم که ما می خواندیم اصلاً از این حرفها نبود.بعدشم خانه ما در کنار پاساژی قرار دارد که به قول معروف شهره  اهل دل هست( مفید). تازشم چند شب پیش عروسی بودیم و طرفی که تازه با ما ها فامیل شده بود هم اهل دل بود و از این حرفها. یعنی خانوم ها سر لخت بودند و  آرایش داشتند ( روم سیاه)اما بینی بین ا.. این گونه امروز دیدم آرایش نکرده بودند. می توانم بگم که از آرایش گذشته بود و به نوعی گیریم کرده بودند. حالا ما که به قول معروف  غمین دل نشدیم روم سیاه چشم چرانی کردیم اساسی (جای امیر خالی)( تازه یادم رفت مثل آن دوستم ذکر بگم. از بس که عجیب غریب بودند). اما همه این مقدمه رو گفتم که به اینجا برسم.

هر جا و مکانی شئون و پرستیژ خودش را می طلبد . من نمیتوانم با شلوار لی چسبن کوه برم( که اول از همه خودم بیچاره شدم) اما با همان شلوار پاساژ می روم. محیط علم هم برای خود احوالی دارد . در ضمن در این وانفسا که به هر بهانه ای بر سر آزادیهای می زنند که با خون دل بدست آورده ایم رسم مردانگی نیست که بهانه دست بهانه جویان دهیم  که این کردار و رفتار خود آفت آزادی  و آزادگی خواهد بود.احترام به عقیده دیگران قبول . ولی آیا این دیگران نباید به عقیده دیگران دیگر حداقل احترام را گذارده یا احترام محیط پیرامون را داشته باشند. در دوران گذشته هم وقتی شاه و همسرش فرح به مکان های مذهبی می رفتند به نشانه  احترام با ظاهری دیگر ظاهر می شدند.

باشد که با اعمال و کردارمان  قاتل آزادی نباشیم.

تنگ چشمان نظر به میوه کنند       ما تماشاکنان بستانیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت   توسط سهیل  |