به همین سادگی.
همه فیلم ترجمان این جمله است به همین سادگی.
پیشنهاد می کنم قیل از دین فیلم سیر خوابیده باشید وکمبود خواب نداشته باشید و گرنه ممکن است که در امتداد فیلم خواب لذت بخشی بکنید.
وقتی آدم فیلم رو در سینما آزادی می بیند حس شهروند بودن به او دست می دهد.(کشورما هم داره برا خودمون کسی می شیم ها.والاه).
اما فیلم .تا به حالما با این موضوع خیلی برخورد داشته ایم که توالت مردانه – زنانه . مجلس مردانه – زنانه در اتوبوس زنانه – مردانه و...
من احساس می کنم نقد این فیلم نیز باید زنانه باشد . یعنی از چشم زن. چرا که بسیاری از زنان جامعه قطع یقین در حالاتی از احساس های طاهره سهیم بوده اند .
از این نوع فیلم ها در چند سال اخیر بسیار ساخته شده از جمله کاغذ بی خط . صورتی و ...
اما تفاوت این فیلم با بقیه در حرکت با چراغ خاموش است . یعنی بدون هیچ شعاری مهمترین مسائل زنان را به راحت ترین یا به همین سادگی بیان می کند .تنها بنده به گوشه هایی از آن اکتفا می کنم
- عدم اعتماد به آینده در نشان دادن سه زن . طاهره -دوست بوتیک دار و نو عروس.
- بستر سنگین جامعه برای مرد ی که همسر خانه دار دارد و او را از وظایف شوهرداری روز به روز دور تر می کند
- پافشاری زنان بر ادامه همین راه ( اصرار طاهره بر دخترش در آشپزخانه و نوع رابطه با پسرش در کلاس زبان)
- جای خالی عشق در زندگی زناشویی سالهای بعد از ازدواج( لذت بردن طاهره از جلف باری های مرد همسایه با همسر پا به ماهش( چه جلف بازی بود به خدا))
- حسادت درونی زنان( منشی همسر)
- سرنوشت که قالباً برای زنان برعکس رقم می خورد( دختری چموش و بازیگوش بودن در کودکی و زندگی خسته کننده امروزی)
- و در انتها نشان ندادن عدم راهکاری برای حل این مسائل و سوختن وساختن .
به قول معروف پا تو کفش زنان نکنیم بهتر است. اما دو پلان بود که در آن کندی برای من دل نشین بود .
- احساس مرد بودن پسر در خیابان که گفت از مردم بده( و منظور دختر کوچکی بود که با مادر می رفت)
- گریه آرایش شده طاهره .سعی تمام زنی برای دل بری برای شوهرش و در آخر تیر به سنگ خورده او.
در مورد فیلم برداری فیلم نیز جای بحث بسیار است و من مانده ام که چرا در قسمت هایی از فیلم دوربین بر روی دست قرار می گیرد . ظاهراً برای کارگردان مشتبه شده که فیلمی اکشن درست کرده یا می خواسته بر فیلم قدری هیجان بی افزاید.
و آن که بازی روان – ساده و دل نشین خانم قاضیان است که فیلم را قابل دیدن کرده که اگر او نبود فیلم به لعنت خدا نمی ارزید.
دین این فیلم مانند آن است که در یک ماشین مسابقه نشسته باشی ولی از 20 km بیشتر نرانی.

