بگذارید کمی درباره آن جمله قرآن که خانه های خود را قبله کنید. بیشتر دیالوگ داشته باشیم.
به نظر شما منظور قرآن از آن آیه و سخن و کلمه چیست؟
من این گونه می اندیشم که منظور قرآن مهربان شدن بنی اسرائیل با یکدیگر باشدو از فهوای کلام مهندس نیز چنین احساس می شود.
معمولاً در مشقات و سختی ها خیلی ها شروع می کنند ماست ها را کیسه کردن.تا آن گونه که انتظار داشتند نشد، گویند،دیدید گفتیم فایده نداره. غر زدن؛ نق زدن، تو سر دیگران زدن و دیگران را خفیف کردن تا از خفتی که فکر می کنند دچار آن شده اند بکاهند.
اما در این جا خدا گوید با هم مهربان باشید و مهربانیتان را با یکدیگر بیشتر کنید. همان ارادتی را که رو به قبله نشان می دهید را حال به خانه دوست روا دارید.
این گونه می شود که مع السر یسرا می شود.خدا رحمت خود را بر شما نازل می کند.دریای نیل را زیر پایتان جاده سعادت و آزادگی و رها شدن قرار می دهد. به همان شرط که با یکدیگر بمانید و مهربانی کنید با یکدیگر.
من بعضی اوقات فکر می کنم چگونه عرب 1400 سال پیش توانست فرهنگ آفرین باشد. همانی که دختر زنده به گور می کرد- سوسمار می خورد. زنان چند همسر داشت.شاید عده ای بگویند که در مواجهه با فرهنگ های ایران و روم و سومر و... فرهنگ مدار شد. این حرف هم در جای خود شاید درست باشد، اما چیزی به عنوان فرهنگ و تمدن اسلامی بوجود آمد. اسکندرها و چنگیزها هم همین کشور گشایی ها را کردند ، اما تمدن بخش و فرهنگ بخش نبودند. یا به این شکل نبودند.
تنها یک دلیل می توان برای آن ذکر کرد.همانی که حافظ در یک بیت و مصرع خلاصه گفته است: نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت، مسئله آموز صد مدرس شد.
یک مربی و هدایت گری مانند پیامبر داشتند.
دیگر سخت تر از نده کردن مرده بدست مسیح که نبودو این گونه شد که مربی و رهبر مردمانی را از ته تاریکی بیرون آورد. حال مهم ترین خصوصیت این پیامبر چه بود؟
مهربان بودن- با دیگران مروت داشتند. با دوستان مروت- با دشمنان مدارا. به همین دلیل است که صفت بارز ایشان می شود رحمت العالمین.
این گونه می شود که عرب جاهلیت در پرتو هدایت پیامبر این گونه رفتار می کند و می شود.
با یکدیگر مهربان شدن تنها به همسایه و دوست و فامیل خلاصه نمی شود.رفتار من با راننده تاکسی که گران می گیرد. با راننده اتوبوسی که بد می راند حتی با کیف قاپی که گرفتار شده باید عنصری از مهربانی را در خود نهفته داشته باشد. نمی گویم پول گران به راننده تاکسی بدهیم – که با همان گفتگو آرام و منطقی آنچه را انجام می دهد بر او روشن کنیم. من امتحان کرده ام. وقتی که این گونه رفتار کرده ام بیشتر رانندگان قبول می کنند. آنهایی هم که قبول نمی کنند. خوب مشکلی ندارد. 50 تومان-200 تومان بیشتر گرفته اند. اما این بار با آگاهی از کار خویش.بدون آن مشروعیت بخشی بر کار خویش.
چرا که عموم انسانها بدنبال بهانه برای اعمال خویشند و حال تو اگر آن بهانه را برایش باطل منی، باید کاری دیگر کند.کسی کار بد او را برایش برجسته کرده. مطمئن باشید اگر چند نفر دیگر هم این گونه با او برخورد کند، نه قهر آمیز. همین گونه اثر بخش خواهد بود.
بگذارید مثالی بیاورم.
خیابان روبروی خانه ما پهن است. قدیم ها که ما بچه بودیم، هر کسی که می خواست فوتبال بازی کند حتماً این جا را مد نظر قرار می داد. می آمدن- گل می خوردن فحاشی می کردند. گل می زدن فحاشی می کردند.اگر فحاشی نبود هورا و داد و بیداد بود.هیجان بود. اصلاً آدم بود .صبح جمعه آدم بود. شب جمعه آدم بود... ( چه معنی داره شب جمعه هی داد و بداد راه بندازند).چند همسایه با همان بر خورد آرام آنها را آرام تر کرد. کار داشت درست پیش می رفت که یک همسایه دیگر که جوشی بود. آمد دعوا و مرافه انداخت. امضا جمع کرد که بیایید در خواست کنیم بلوار بکشند. با پارتی بازی بلوار را کشیدند اما اکنون شده محل پارک ماشین های انبوهی که به پاساژ می روند. هزار بار فحاشی را به دزد گیرهای بی هنگام ترجیح می دهیم . دزدی زیاد شده. امنیت سابق کم شده و اگر هم بخواهیم امیت بر قرار باشد باید همیشه آجانهایی را ببینیم که این روزها دیگر دل خوشی از آنها نداریم.قبل ها چند ساعت عده ای می آمدن و می رفتند اکنون از صبح تا نصفه شب ماشین هست.جیغ این ماشین ها نفهم است. شب جمعه و صبح جمعه حالیشون نمی شه. بقیه روزهای هفته هم همچنان هستند.
قبل ها آدم بود و می توانستی با او گفتمان داشته باشی. اکنون چه کنی که طرفت ماشین زبان نفهم جیغ جیغو ایست که اگر بزنیش صدایش بیشتر می شود.
ای کاش ما هم همان زمان خانه هامان را قبله کرده بودیم.
با هم مهربان باشیم.
کنکاشی در چند تفسیر قرآن انجام دادم تا ببینم دیگران چگونه آن را تفسیر کرده اند. اما نزدیک ترین تفسیر در باره آیه 87 سوره 10 قرآن را برخلاف انتظار من که المیزان می دانستم در تفسیر نمونه دیدم.
هر چه باشد این نگاه و تفسیر عارفانه تر و عاشقانه تر است. این که کلمه قبله را به همبن معنی کنونی آن تفسیر کنیم. چرا که اگر با معنی دیگر آن که همان ساکن شدن است تفسیر کنیم ، مجبوریم که تنها به یک سری تفسیرهای تاریخی بسنده کرد.
.







