درام- ماسوله 2 تا 4 خرداد 87
1.چهارشنبه به سمت منجیل حرکت خود را آغاز کردیم بعد از آن از پل فلزی که بر روی رودخانه سفید رود زده اند و به سمت زنجان می رود گذشته و از کنار سد بزرگ سفید رود عبور می کنیم . در ساعت 12
به درام رسده و از آنجا به سمت سیاه رود حرکت کرده . ناهار را درکنار رودخانه سیاه رود می خرویم و در ساعت 1:30 از ابتدای پل یه سمت تازه کند و در امتداد رودخانه حرکت می کینم. مسیر بی نهایت زیبا است و ما
بعد از 2 ساعت به تازه کند می رسیم. از چشمه ای که 5 دقیقه با ابتدای روستا فاصله دارد آب برداشته و همچنان به مسیر خود در امتداد مسیر رودخانه حرکت میکنیم . ساعت 6:45 با توجه به بارانی شدن هوا در جایی که فلت بود کمپمان را برپا میکینم
و با چوبهایی که رودحانه با خود آورده آتش خوبی روشن می کینم. سیب زمین هایی که قرار بود آب پز بشود را در زیر خاکستر اتش گذاشته و شام را سیب زمینی کبابی می خوریم.صبح در ساعت 6:45 به حرکت خود ادامه می دهیم و در ساعت 10 به روستای زیبای اندراخت میرسیم.
روستایی که مرتع بسیار زیبایی دارد. خدا ار شاکر میشویم که به ما این لطف را ارزانی داشت تا چنین زیبایی خیره کننده ای را ببینیم.
مسیر را تا گردنه شاه معلم رفته و از آنجا به سمت ماسوله سرازیر می شویم.( اگر قصد صعود به قله شاه معلم را داشته باشید باید به سمت راست گردنه رفته و از آنجا بر روی یال سوار شوید).
در ساعت 2 به ماسوله رسیده گشت وگذاری می کنیم.به علت زمان امتحانات ماسوله خلوت است .سپس سوار ماشین می شویم و به سمت قلعه رودخان حرکت می کسنم که 18 کیلومتری فومن می باشد
شب را در ده قلعه رودخان خوابیده و صبح به جنگل انبوه قلعه رودخان وارد می شویم. مسیر تا انتها که قلعه می باشد سنگ فرش شده و 1:15 طول مسیر است. مسیر زیبایی خیره کننده ای دارد گویی درون کارت پستال در خال حرکت هستی .بعد از دیدن قلعه و عکس گرفتن از منطقه به سمت
تهران حرکت میکنیم.( پشیشنهاد می کنم قلعه رودخان را اگر حداقل آمادگی بدنی دارید هرگز از دست ندهید. هرگز. بهترین زمان دیدار از قلعه هم از 15 اردیبهشت تا اواخر خرداد است).
2.ادمه وبلاگ
وبلاگ می تواند نقش کاتالیزور را برای فرد وبلاگ نویس داشته باشد. یعنی فرد به زوایای پنهان ضمیر ناخودآکاه خود پی ببرد.
شاید امیر (پنجره چوبی)هیچگاه نمی دانست قلمی مستعد در داستان نویسی دارد. یا من نمی دانستم که می توانم فردی کاملاً جدی باشم و جدی بنویسم.
در واقع وبلاگ شخص را هدایت می کند تا به خود بیشتر شناخت پیدا کند( هر که خود را شناخت خدا را شناخت( متن عربی برا فراموش کرده ام ولی فکر کنم اینگونه بود من عرفه ...فمن عرفه ربه. مولا علی)می بینیم که باز در اینجا یکی از مراحل خدا شناسی طی می شود.
دوستی اشاره کرده بود که من با حرف زدن این کار را بهتر انجام میدهم( تخلیه روانی) . بله در این امر شکی نیست اما باید توجه داشت که در نوشتن شما رو در رو نیستید.پس رو دربایسی ندارید.شما در معرض نقد و نقادی قرار دارید. با یک شخص حرف نمی زنید بلکه با مجموعه ای از انسانها روبه رو هستید
گویی دربرابر هئیت منصفه قرار دارید.کسانی هم که شما را نقد می کنند آن حجب و حیایی که ممکن است از گفتن آن ،آنها راباز دارد را ندارند. پس مشورت سازنده تری برای نویسنده به ارمغان می آید.
شما می توانید هر حرفی را بنویسید اما نمی توانید هر حرفی را بنویسید.( در نگاه اول جمله متناقصی است)
نمی خواهم از واژه منفی خود سانسوری استفاده کنم. اما در وبلاگ یاد می گیرید که نکته سنج باشید( از نگاه مثبت به موضوع می نگرم) در جامعه ای که آزادی و دموکراسی نهادینه نشده نباید هر حرفی را بر زبان راند که زبان سرخ سر سبز بر باد می دهد و در وبلاگ یاد می گیری این گونه بی اندیشی
تا بتوانی خود را با این جامعه آب دیت کنی. ولی موضوعی که به هر حال از نکات منفی آن است و البته نه معضل وبلاگ که معضل جوامع بسته است همان خود سانسوری است که کم کم در آدمی نهادینه می شود و ممکن است انسان را به سمت کثیفترین صفات اخلاقی که همانا ریا و دروغ است بکشاند
که باز با توجه با مطالبی که در پستهای گذشته گذاردم این امکانش بسیار کم است. مگر آنکه شخص آگاهانه اقدام به این کار کند.( تا بعد)
3.امکان زندگی کردن تنها یکبار اتفاق می افتد و من گاهی حسرت می خورم که چرا خواهری، خواهرکی ندارم که بتوانم نازش را بکشم( همیشه در عاشورا مرثیه های زینب و حسین برایم جالب و دل گداز بوده اند. مخصوصاً ترکان که با لحن اندوهناک کلمه باجی را تکرار می کنند).حیف که خدا مرا از این
نعمت محروم کرد.
۴.(۵ خرداد مصادف ود با ۱۰۰ سالگی نفت در ایران) صد سال نفت و همچنان در انتظار فرج...