این هفته فیلم دایره زنگی رفتیم.
با این مقدمه به اصل مطلبی که در ذهنم چند روزی است جا باز کرده می روم.
همیشه برایم مهم بوده و یک علامت سئوال ایجاد کرده است که چرا شعرا گذشته اشعارشان را در استعاره می گفتند و بعد کسانی بایند بگویند منظور شاعر این است یا آن است .منظور از شراب عالم ربانی است و از این حرفها . نمی توانستند حرف دل را بزنند . البته در تارخ ادبیات داریم که هرگاه استبدا دینی در حکومتها زیادتر می شده شعارا به استعاره بیشتر رو می آوردند.
حال به نظر من فیلم دایره زنگی سرشار از استعاره های اروتیک است که البته نیاز به علم بسیار هم ندارد و هر کس که چند روزی در جامعه زندگی کرده باشد تمام استعاره ها را کشف خواهد کرد بدون آنکه کمترین فسفوری بسوزاند.
در واقع ما با فیلمی اروتیک برخورد داریم . البته من با چنیین ژانری موافق یا مخالف نیستم . فقط در تعجبم که چرا برای گفتن حرفی باید لقمه را کلی بچرخانیم.
در کشورهای دیگر به راحتی انواع فیلم ها ساخته می شود از چشمان کاملاً بسته کوبریک گرفته تا فیلم برباد رفته. اما هیچ کدام اینقدر سخت کلمه را بیان نمی کنند. لازم باشد کودکان را از دیدن فیلم منع می کنند اما در کشور ما: هرکسی به راحتی می بیند و چون مورد تشویق تماشاگران قرار می گیرد می توان نتیجه گرفت که مردم بدنبال چنین مضامینی هستند .یا به راحتی کودکان 8 ساله(دختر خاله بنده نمونه زنده آن) را به تماشای فیلمی می برند که تنها بخاطر حرفهای زیر تومانی آن است که موجب خنده می شود والبته طبیعتاً از آن سر در نمی آورد.
نتیجه:دکتر رضا کلاهی در وبلاگ خودشان چندین پست به امر چانه زنی در فرهنگ ایرانی اختصاص داده اند .حال من به تمام آن دلایل یک سخن دیگر می خواهم بیفزایم که هر چه جامعه مستبد تر باشد مجبور هستی کلمات را در یک حفاظی به دیگران عرضه کنی و این استبداد خاصیت تکثیر از خود دارد یعنی آن که آن دیگران روز به روز خواهان آن هستند که شبیه به آن شوند حال ممکن است این دیگران نقششان در زندگی پدر یا همسر یا مادر ویا فروشنده باشد. ظاهراً با سرعت هر چه تمام تر ما به مرزهایی نزدیک می شویم که زمانی حافظها رسیده بودند و این شعر هر روز رنگ واقعیت به خود می گیرد:
در می خانه ببستند خدا را مپسند که در خانه تذویر و ریا بگشادند.
2.فیلم atonement ( تاوان) را هم دیدم که دقیقاً موافق همان حرفی است که زدم. بدون استعاره و با مضمونی بزرگ که شعار فیلم نیز هست:you can only imagine the truth تو تنها می توانی حقیقت را تصور کنی.
پیشنهاد می کنم این فیلم را حتماً ببینید که شخصی برای یک دروغ چه تاوانی تا به آخر عمر می دهد. بیش از این فیلم را توضیخ نمی دهم . فقط قلم توانای نویسنده آن را تحسین می کنم وانگشت حیرت بر دهان می مکم.
جایزه اسکار امسال هم به موسیقی زیبای آن تعلق گرفت.
http://radiozamaaneh.com/jahed/2008/04/post_259.html

